خرداد_تیر
سلام شازده کوچولوی مامان بلاخره مامان تنبلت بعد روزها موفق شد عکسهاتو بریزه رو لپ تاپ و اقدام به بروز کردن وبلاگت کنه ماه رمضون که با روزه داری اصلا حال و حوصله نمیکردم کاری بکنم بعد اونم که همش در حال گشت و گذار بودیم و مهمون دار مامانی باید یه چیزی رو هم اعتراف کنم وقت بیکاریمو هم تو شبکه های اجتماعی هستم پایین هر عکس توضیحاتشو مینویسم رفته بودیم ایل گلی پیاده روی پسرم و بابایی روز تولدم این گلهای خوشگلو برام خریده بودن مرسی عزیزانم دوستون دارم عشقم این عکس هم مربوط میشه به روزی که واسه اولین بار بدون من رفته بودی مهمونی شب رو هم مونده بو...
نویسنده :
مامان علی(نازی)
2:01









